پرنسس گوشواره دار
سلام به همگی ما دوباره اومدیم ببخشید که دیر اومدیم آخه وقتی واسه مامانم نمیذارم که بیاد آپ کنه یک عالمه مطلب تو ذهن مامانیم هست که می خواد بنویسه اما خدا میدونه فرصت کنه یا نه امروز اسفند ٩٢ (پنج ماه و بیست و یک روزگیم ) با مامان و بابا رفتیم پیش اقای دکتر واسه سوراخ کردن گوش البته خودم به شخصه از این موضوع اطلاعی نداشتم خیلی سرحال و خندون بغل بابایی نشسته بودم و به نی نی های دیگه نگاه میکردم بعضی هاشون خواب بودن و بعضی هاشون در حال جیغ و گریه ، خلاصه نوبتمون شد و وارد اتاق شدیم اول یه خانمی با یه جعبه پر گوشواره اومد پیش مامانم و ازش خواست یکیشو انتخاب کنه اون گوشواره ها هم دو نوع بودن یکی ...









