پرنسسم نیم سالگیت مبارک
پرنسس زیبایم، گل نوشکفته زندگیم ،باورم نمیشه ماه از حضورت تو زندگی منو بابایی گذشته انگار همین دیروز بود که واسه اومدنت لحظه شماری میکردیم این شش ماه هروزش واسه من و بابایی یه روز جدید با یه تجربه مهم بود .احساس میکنم روحیاتم نسبت به قبل یه مقداری عوض شده با این همه خستگی ، بی خوابی و ترافیک کاری خیلی صبور شدم اگه قبلا به این مسائل فکر میکردم باورش برام سخت بود که بتونم از پسش بربیام اما خدا یه محبت ویژه ای نسبت به شایلینم تو دلم گذاشته که هیچ کدوم از این خستگی ها نمیتونه منو از پا دربیاره تا مادر نشی هیچ وقت نمیتونی احساس پاک و خالص مادرانه رو درک کنی از احوالات عسلم تو ش...









