شایلین جونشایلین جون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 22 روز سن داره
پیوند بهار دلهامونپیوند بهار دلهامون، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

فرشته تابستونی من

پرنسسم نیم سالگیت مبارک

پرنسس زیبایم، گل نوشکفته زندگیم ،باورم نمیشه     ماه از حضورت تو زندگی منو بابایی گذشته انگار همین دیروز بود که واسه اومدنت لحظه شماری میکردیم  این شش ماه هروزش واسه من و بابایی یه روز جدید با یه تجربه مهم بود .احساس میکنم روحیاتم نسبت به قبل یه مقداری عوض شده با این همه خستگی ، بی خوابی و ترافیک کاری خیلی صبور شدم اگه قبلا به این مسائل فکر میکردم باورش برام سخت بود که بتونم از پسش بربیام اما خدا یه محبت ویژه ای نسبت به شایلینم تو دلم گذاشته که هیچ کدوم از این خستگی ها نمیتونه منو از پا دربیاره تا مادر نشی هیچ وقت نمیتونی احساس پاک و خالص مادرانه رو درک کنی  از احوالات عسلم تو ش...
17 اسفند 1392

کشور من در زمان تولدم

نام رئیس جمهور : آقای دکتر حسن روحانی قیمت یک بسته پوشک ٥٠ تایی مولفیکس : ٢٨٠٠٠ تومان قیمت یک قوطی شیر خشک نان : ١٦٠٠٠ تومان قیمت یک لیتر شیر : ٢٢٠٠ تومان قیمت یک لیتر بنزین : آزاد ٧٠٠ تومان - سهمیه : ٤٠٠ تومان قیمت یک کیلو گوشت قرمز : ٢٥٠٠٠ تومان قیمت یک کیلو گوشت مرغ : ٦٥٠٠ تومان قیمت کیسه ١٠ کیلویی برنج ایرانی درجه ١ : ٧٠٠٠٠تا ٩٠٠٠٠ تومان قیمت یک عدد نان لواش : ١٢٥ تومان - نان بربری ٥٠٠ تومان قیمت یک قوطی روغن مایع  ٩٠٠ گرمی :  ٥٣٠٠ تومان قیمت یک گرم طلای ١٨ عیار : ١٠٢٠٠٠ تومان - سکه تمام بهار آزادی : ٩٧٠٠٠٠ تومان قیمت ماشین ( پراید ) : ١٧ میلیون تومان قیمت تاکسی برای یک مسیر کوتاه : ٥٠٠ تومان...
13 اسفند 1392

پرنسس گوشواره دار

سلام به همگی ما دوباره اومدیم ببخشید که دیر اومدیم آخه وقتی واسه مامانم نمیذارم که بیاد آپ کنه یک عالمه مطلب تو ذهن مامانیم هست که می خواد بنویسه اما خدا میدونه فرصت کنه یا نه امروز اسفند ٩٢ (پنج ماه و بیست و یک روزگیم ) با مامان و بابا رفتیم پیش اقای دکتر واسه سوراخ کردن گوش البته خودم به شخصه از این موضوع اطلاعی نداشتم خیلی سرحال و خندون بغل بابایی نشسته بودم و به نی نی های دیگه نگاه میکردم بعضی هاشون خواب بودن و بعضی هاشون در حال جیغ و گریه ،     خلاصه نوبتمون شد و وارد اتاق شدیم  اول یه خانمی با یه جعبه پر گوشواره اومد پیش مامانم و ازش خواست یکیشو انتخاب کنه اون گوشواره ها هم دو نوع بودن یکی ...
8 اسفند 1392

دارم قل میخورم .......بکشین کنار .......

بهار نارنجم : میدونی چرا به این اسم میخونمت چون عطر و بوی بهار نارنج عالیه و ماندنی و تو هستی ماندنی ترین ثروت زندگیم.                           از احوالات این روزهای شایلین خانم تو نیمه شش ماهگی باید بگم این روزها حسابی شیطون شده و وقت آزادی واسه مامانی نمیذاره تا وبشو آپ کنه .فعلا اندر خم غلت زدنه وقتی میذاریش زمین بالفور برمیگرده به روی شکم البته بگم ها یه موقع هایی دستمون زیر شکم گیر میکنه و باید جیغ بزنیم تا یکی بیاد کمک بعد اینکه جامون درست شد شروع به دید زدن به اطراف میکنیم تا ببنیم چیزی واسه خو...
30 بهمن 1392

شایلین سفید برفی خانم دکترش

تو این پست می خوام یه خاطره مربوط به عسلم که تازه یادم افتاده رو بذارم : بعد از زایمانم تو ده روزگی شایلین دکترم خانم شمیری بهم گفته بودن که واسه برداشتن بخیه و چکاب وضعیت عمومی خودم بهشون مراجعه کنم .بعد برداشتن بخیه خانم دکتر از وضعیت نی نیم و اینکه اسمشو چی گذاشتیم پرسید ؟ منم ضمن تشکر از زحماتش تو این نه ماه و عمل سزارین گفتم خدا رو شکر خوبه و اسمشو گذاشتیم شایلین ، خانم دکتر یه لبخندی زد و گفت چه اسم قشنگی تا حالا نشنیده بودم معنیش چیه ؟ گفتم شایلین یه اسم ترکی به معنی جواهر بی همتا ، خانم دکتر با خنده بهم گفت باید اسمشو میذاشتین سفید برفی چون موقع دنیا اومدن از بس سفید و تمیز بود تو اتاق عمل همش حرف این بچه بود&nbs...
30 بهمن 1392

ولنتاین مبارک عشقهای زندگیم

  عشقهای زندگیم : بابا نادر و شایلین جونم              دوست دارم تو را نظاره کنم زیر پایت را پر از ستاره کنم اگر بپرسند عزیزت کیست منم با افتخار تو را اشاره کنم                                                                   &n...
26 بهمن 1392

اولین فرنی خوردن عسلم

عزیز مامان از جمعه ١٨ بهمن مصادف با اولین روز شش ماهگیش فرنی خوردنشو شروع کرد.دکترش قبلا گفته بود میتونید از اواخر پنج ماهگیش کم کم شروع کنید اما من صبر کردم تا ٥ ماهگیش  تموم بشه بعدانا مشکلی واسه دخترم پیش نیاد مثل حساسیت غذایی ، اسهال و استفراغ یا بدغذایی.... واسه اولین غذا خوردنش منو بابایی خیلی هیجان داشتیم ،باچه ذوقی ظهر پاشدم فرنی درست کردم ( البته واسه اولین فرنی با چند نفر از دوستام که خودشون بچه داشتن مشورت کردم که کیفیت فرنی چه جوری باشه تا بچه خوشش بیاد ) بعد ریختم تو پیاله مخصوص خودش تا خنک بشه ، بعد خنک شدن کوچولو کوچولو  فرنی گذاشتم تو دهنش . اولش تا مزه فرنی اومد تو دهنش دهنشو کج و کوله کرد ...
23 بهمن 1392